CV


FA
Mahmoud Parvaneh

Mahmoud Parvaneh

Assistant Professor

mahmoud.parvaneh@birjand.ac.ir

دانشکده/پردیس: Literature and Humanities

گروه/دانشکده Political Sciences

Degree: Ph.D

CV
FA
Mahmoud Parvaneh

Assistant Professor Mahmoud Parvaneh

mahmoud.parvaneh@birjand.ac.ir
دانشکده/پردیس: Literature and Humanities - گروه/دانشکده Political Sciences Degree: Ph.D |

تقریر، تبارشناسی و نقد نظریه دین و قدرت عبدالکریم سروش

Authorsمحمود پروانه
Conference Titleاولین همایش ملی دین و قدرت
Holding Date of Conference2026-09-16
Event Placeرشت
Page number0-0
PresentationSPEECH
Conference LevelInternal Conferences
Keywordsعبدالکریم سروش, دین و قدرت, اقتدارگرایی, قدرت دینی, پیامبر اسلام, بسط تجربه نبوی, اسلام و سیاست.

Abstract

نسبت دین و قدرت از مسائل بنیادین در فلسفه سیاسی، جامعه‌شناسی دین، الهیات سیاسی و تاریخ ادیان است. عبدالکریم سروش در سلسله درس‌گفتارهای «دین و قدرت»، نسبت دین اسلام با قدرت سیاسی، اجتماعی و نظامی را در مرکز توجه قرار داد. وی این بحث را ادامه مستقیم نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت» نمی‌داند، بلکه آن را گامی جدید می‌شمارد که در آن، علاوه بر تأثیر معرفت و فرهنگ بر فهم دین، تأثیر قدرت بر رشد، فهم و حتی تکوین تاریخی دین نیز بررسی می‌شود. در تقریر نهایی‌تر این دیدگاه، سروش اسلام را دینی می‌داند که از آغاز با قدرت پیوند خورده، پیامبر اسلام را واجد دو نوع قدرت معنوی و ظاهری شمرده، او را «عارف مسلح» و شخصیتی اقتدارگرا معرفی می‌کند و معتقد است این روحیه در کتاب، آیین و پیروان او نیز بازتاب یافته است. مقاله حاضر با روش تحلیل مفهومی ـ تاریخی و نقد درون‌نظری، نخست سیر تحول اندیشه دینی سروش از «قبض و بسط» تا «دین و قدرت» را بازسازی می‌کند؛ سپس مؤلفه‌های اصلی نظریه اخیر او، از جمله مفهوم قدرت دینی، رابطه خوف و قدرت، شخصیت پیامبر، نسبت قرآن و اقتدار، جنگ و جهاد، و نقش قدرت در تکوین سنت اسلامی را بررسی می‌کند. در ادامه، برخی از مهم ترین نقدهای وارده شده به این نظریه به صورت موضوعی بررسی و پاسخ‌های سروش نیز در نظر گرفته می‌شود. یافته پژوهش نشان می‌دهد که بخش مهمی از نظریه سروش، یعنی ضرورت مطالعه دین در میدان قدرت، از ظرفیت تبیینی بالایی برخوردار است؛ اما با توجه به نقدهای ارایه شده، گذار از «قدرت‌مند بودن دین تاریخی» به «اقتدارگرا بودن پیامبر» و سپس به «اقتدارگرایی ذاتی اسلام» با مشکلات مفهومی و روش‌شناختی جدی مواجه است. مهم‌ترین این مشکلات عبارت‌اند از خلط میان قدرت، اقتدار و اقتدارگرایی؛ گذار از زبان خوف و عذاب به روان‌شناسی پیامبر؛ گزینش نامتوازن شواهد قرآنی؛ تعمیم شواهد مربوط به دوره مدینه به کل دوره رسالت؛ دشواری اعتبارسنجی بخشی از منابع سیره؛ و ناتوانی فرضیه «روح اقتدارطلب دمیده‌شده در دین» در توضیح تکثر سنت‌های سیاسی و اخلاقی در تاریخ اسلام. نظریه دین و قدرت ظرفیت های پژوهشی جدیدی را در پیش رو گذاشته است.

Paper URL