| Authors | احمد بخشی |
| Conference Title | نخستین همایش بین المللی انجمن ایرانشناسی- مطالعات شرق ایران |
| Holding Date of Conference | 2025-05-10 |
| Event Place | بیرجند |
| Page number | 0-0 |
| Presentation | SPEECH |
| Conference Level | Internal Conferences |
| Keywords | زبان فارسی, جغرافیای زبانی, همگرایی منطقه ای, هویت, تبادل فرهنگی |
|---|
Abstract
زبان وسیله گفت وگو، مفاهمه و ارتباط میان اقوام، فرهنگ و تمدنهای مختلف بشری و یکی از مهمترین ابزارهای انتقال فرهنگ و تمدن و همگرایی بین کشورهاست. با افزایش تأثیرگذاری عناصر هویتبخش همچون زبان و ادبیات مشترک، استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی به مهمترین پیشران منطقهگرایی زبانی تبدیل شده است. زبان فارسی از شاخصترین مولفههای هویت مشترک و عامل پیوند و وسیلهای برای برقراری ارتباط میان جغرافیای واحد زبانی و نیرومندترین مایه پیوند معنوی ما با همسایگانمان می باشد. هدف از نگارش این مقاله بررسی ظرفیت های همگرایی زبان فارسی می باشد. این تحقیق با روشی توصیفی- تحلیلی و با رویکردی نظری صورت گرفته است. در این راستا ابتدا نسبت به بحث مفهومی و نظری پیرامون مفاهیم و تعیین حدود و ثغور معنایی و محتوایی آن پرداخته شده و سپس مراحل شکل گیری همگرایی و عوامل مؤثر بر فرایند همگرایی ذکر گردیده است. و در ادامه زبان فارسی به عنوان مبنای همگرایی به بحث گرفته شده و در نهایت ظرفیت های بالقوه و بالفعل آن در همگرایی بیان می گردد. یافته ها نشان از این دارد که: وجود عینی یا واقعی منافع استراتژیک و یا تهدید و چالشهای مشترک زمانی میتواند مبنا و شالودهای برای ایجاد روابط استراتژیک باشد که نگرش وفهم مشترکی از این منافع و یا تهدیدها میان تصمیمگیران و رهبران وجود داشته باشد. همچنین مؤلفه لازم دیگر در ایجاد یک رابطه استراتژیک، وجود نظامهای ارزشی مشترک و فرهنگهای مکمل است. این نظامهای ارزشی مشترک بستر لازم برای رشد رابطه استراتژیک و همچنین ابزارها، انگیزه و تعهد لازم را برای حل مشکلات از طریق مذاکره و همکاری و همچنین تقویت و پیشبرد روابط استراتژیک فراهم میکند.در این راستا زبان فارسی با پیوستگی نسبی جغرافیایی، علیرغم گذشت زمان و ظهور ساختارهای سیاسی مستقل در طی چند قرن گذشته با فراز و نشیب های فراوان، همچنان یک حس تعلق خاطر و قرابت فرهنگی میان نخبگان و عموم مردم با گویشواره مشترک وجود دارد که میتواند به عنوان سرمایهای اجتماعی و فرهنگی ارزشمند(میراث مشترک و امر فراملی)با توان قدرت شکلدهی همگرایی منطقه ای و تحکیم روابط بینالمللی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. هر چند ذکر این نکته هم ضروری است که صرف وجود میراث مشترک، تضمینکننده همگرایی خودکار و بدون چالش نیست و تفاوتهای ساختاری در نظامهای سیاسی و اقتصادی، تاثیرپذیری از منافع و رویکردهای قدرتهای فرامنطقهای، اولویتهای متفاوت در سیاست خارجی و همچنین برخی سوءتفاهم ها و چالشهای ناشی از تحولات منطقهای و بینالمللی می تواند کارکردهای همگرا به کارکردهای واگرا تبدیل نماید.
Paper URL