| Authors | مسعود دیدارخواه,یاسر فیض دار برابادی |
| Journal | پژوهش های تولیدات دامی |
| Page number | 16-35 |
| Serial number | ۱۴ |
| Volume number | ۲۱ |
| Paper Type | Full Paper |
| Published At | ۲۰۲۶ |
| Journal Grade | Scientific - research |
| Journal Type | Typographic |
| Journal Country | Iran, Islamic Republic Of |
| Journal Index | isc |
| Keywords | پاسخ نژادی, شاخصهای تولیدمثلی, میزان آبستنی, میزان زندهمانی, وزن تولد |
|---|
Abstract
کیده مبسوط
مقدمه و هدف: پرورش بز، به عنوان یکی از اولین اشکال دامداری، نقش حیات ی در برآورده کردن نیازهای تغذیها ی انسان ا یفا میکند. با افزا یش جمعیت
جهانی و در نتیجه افزا یش تقاضا برا ی محصوالت مشتق شده از حیوانات، افزا یش راندمان تولیدمثلی در بزها به طور فزا یندها ی اهمی ت یافته است. در سیستمهای
مدرن پرورش بز، برنامههای اصالح نژاد برای به حداکثر رساندن بازده اقتصادی نقش اساسی دارند. عملکرد تولیدمثل ی به طور گسترده به عنوان یک عامل
تعیین کننده اصل ی سودآوری در شرکتهای دامداری شناخته میشود. بنابرا ین، بهبود در صفات تولیدمثل ی میتواند به طور قابل توجه ی بهرهوری و سودآوری
گلههای بز را افزا یش دهد. استراتژیهای بهبود راندمان تولیدمثلی ممکن است شامل افزا ی ش چندقلوزا یی )تولد چندقلو در هر زا یش (، تعداد بزغاله های زنده در
هر زا یش یا تعداد کل زا یشها در طول عمر مفید یک بز ماده باشد. چنین پیشرفتهایی را میتوان از طریق انتخاب ژنتیکی و شیوهها ی مدیریت محیطی، از
جمله تغذیه بهینه، محل نگهداری و مراقبتهای بهداشتی ، به دست آورد. همزمانسازی فحلی در سطح جهان ی به عنوان یک تکنی ک مؤثر برا ی مدیریت
تولیدمثل در نشخوارکنندگان کوچک شناخته شده است. ا ین روش نه ت نها نرخ بزغالهزا یی را بهبود م یبخشد، بلکه تولید بزغالههای همسن را نیز تسهیل میکند
و امکان جفتگیری در تمام طول سال را مستقل از تغییرات فصلی فراهم م یکند. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی اثرات دو پروتکل همزمانسازی فحلی -
آزادسازی کنترلشده دارو داخلی )CIDR )و پروستاگالندین - بر عملکرد تولید مثلی نژادها ی بز بومی و غ یربومی طراحی شده است.
مواد و روشها: ا ین مطالعه با استفاده از ی ک طرح کامالً تصادف ی شامل ۹۰ بز ماده سالم بالینی انجام شد که به طور تصادفی به شش گروه 1۵ تایی تقسیم
شدند. طرح آزمایشی بر اساس ترکیب ی از سه نژاد بز )سانن، مورسیا و مهابادی( و دو پروتکل همزمانسازی )سیدر و پروستاگالند ین( بود. پروتکل سیدر شامل
قرار دادن دستگاههای داخل واژنی حاوی ۳۰۰ میلیگرم پروژسترون به مدت 1۰ روز بود. در پروتکل پروستاگالندین، دو تزریق عضالنی با فاصله هفت روز
انجام شد. در زمان برداشتن سیدر یا پس از تزریق دوم پروستاگالندین، همه بزها ۴۰۰ واحد بینالمللی گنادوتروپین سرم مادیان باردار )PMSG )را به صورت
عضالنی دریافت م یکنند. تشخی ص فحلی بی ن 2۴ تا ۵۴ ساعت پس از تیمار انجام شد و مادههایی که رفتار فحلی نشان میدادند برای جفتگیری طب یعی به
بزهای نر بارور معرفی شدند. فحلی ا یستاده و پذیرش پرش به عنوان معیار فحلی استفاده شد. تشخیص آبستن ی ۳۴ روز پس از معرفی بز نر به گله با استفاده
از سونوگرافی )پروب گاوی ۸ مگاهرتز( انجام شد. پارامترهای عملکرد تولید مثلی ، شامل شروع فحلی، میزان آبستنی، می زان بزغاله زا یی، میزان دوقلوزا یی و
میزان مردهزا یی ثبت شد. عالوه بر ا ین، وزن بزغالهها در بدو تولد، از شیرگی ری و سه ماهگ ی برا ی ارزیابی عملکرد رشد اندازهگی ری شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که هر دو روش همزمانسازی در ایجاد فحلی مؤثر بودند، اما تفاوتهای قابل توجهی در پاسخ نژادهای مختلف مشاهده شد.
تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که تیمارهای آزمایشی تأثیر معنیداری بر میانگین افزایش وزن روزانه بزها داشتهاند )/۰۵ ۰>P). به طوریکه بیشترین میزان
افزایش وزن روزانه در گروههای تیمار شده با سیدر و پروستاگالندین در بزهای نژاد مهابادی مشاهده شد. میزان فحلی در تمام گروهها 1۰۰ درصد بود، اما زمان
شروع فحلی در روش سیدر به طور معنیداری کوتاهتر از پروستاگالندین بود )۰/۰۵>P). از نظر شاخصهای تخمدانی ، تعداد فولیکولهای گراف در گامه فحلی
بین گروههای مختلف یکسان نبود. به طور مشخص، بیشترین میانگین تعداد فولیکولهای گراف در گلههای نژاد سانن که تحت پروتکل همزمانسازی فحلی
با روش سیدر قرار گرفته بودند، ثبت شد. در مقابل، کمترین مقدار این شاخص در نژاد مورسیا که از روش تزریق پروستاگالندین برای همزمانسازی استفاده
کرده بود، مشاهده شد. این الگو در سایر شاخصهای تولیدمثلی، از جمله تعداد فولیکولهای گراف در زمان سیدربرداری یا تزریق پروستاگالندین و تعداد جسم
زرد 1۰ روز پس از آبستنی نیز تکرار شد. میزان تخمکریزی در بزهای نژادهای غیر بومی در هر دو روش همزمانسازی )سیدرگذاری و تزریق پروستاگالندین(
1۰۰ درصد بود، درحالیکه در نژاد مهابادی، این میزان در روش سیدرگذاری ۹۳ درصد و در روش تزریق پروستاگالندین ۹۶ درصد مشاهده شد. در بررسی
میزان آبستنی، نژاد سانن در هر دو روش باالترین میزان را داشت، درحالی که نژاد مهابادی در روش سیدر نتایج بهتری نسبت به پروستاگالندین نشان داد. نکته
جالب توجه، کاهش میزان مردهزایی در روش پروستاگالندین برای نژادهای سانن و مورسیا بود که به صفر درصد رسید. در مورد ویژگیهای بزغالهها، نتایج
نشان داد که وزن تولد بزغالههای نژاد مهابادی به طور معنیداری باالتر از دو نژاد دیگر بود )۰/۰۵>P). همچنین، وزن از شیرگیری و وزن سه ماهگی در
نژادهای مهابادی و سانن بهتر از مورسیا بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که هر دو پروتکل CIDR و پروستاگالندین برا ی همزمانسازی فحلی در بزها مؤثر هستند، اگرچه کارا یی آنها در نژادهای
مختلف متفاوت است. پروتکل CIDR به ویژه برا ی بزهای سانن و مهابادی مفید بود، زیرا زمان شروع فحلی را کاهش داده و میزان بارداری را بهبود بخشید.
در مقابل، پروستاگالندین برا ی بزهای مورس یا مفیدتر بود، که عمدتاً به دلیل توانایی آن در حذف مردهزا یی است. بزهای سانن تحت هر دو تیمار عملکرد
تولیدمثلی برتر نشان دادند، در حالی که بزها ی مهابادی، با وجود تولید بزغالههایی با وزن تولد باالتر، تنها کارا یی تولیدمثل ی متوسطی را نشان دادند. ا ین ی افتهها
بر اهم یت در نظر گرفتن پاسخ های خاص نژاد هنگام انتخاب استراتژیهای همزمانساز ی فحلی تأکید م یکنند و نیاز به همسو کردن پروتکلهای مدیریت
تولیدمثل با اصالح نژاد هدفمند را برجسته م یکنند.
Paper URL