| Authors | ابراهیم محمدی |
| Journal | مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی |
| Page number | 0-0 |
| Paper Type | Full Paper |
| Journal Type | Typographic |
| Journal Country | Iran, Islamic Republic Of |
| Journal Index | isc |
| Keywords | تخیل نمایشی, قصیدهپژوهی پارسی, أخذبالوجوه, انشاد, ملازمت شعر و موسیقی, خسروانی |
|---|
Abstract
کار این نوشتار، توصیف ماهیت دراماتیک صنعت انشاد قصیده پارسی و نسبت آن با بوطیقای ارسطو است، با این پیشفرضها: 1-انشاد در معنای شیوه هنری اجرای شعر، بویژه قصیده مدحی، محصول تعامل ادبیات و درام است، 2-شناخت درست انشاد، تنها با بهکارگیری رویکردی بینرشتهای (ادبیات-هنر) شدنی است. همین خوانش بینارشتهای است که نشان میدهد؛ قصیده مدحی را نباید تنها در محتوای آن فروکاست، چراکه قصیده تنها ابزار خام ستایش نیست بلکه از حیث فرم هم شاهکاری هنری است. البته اینجا مراد از فرم هنری، تنها هنرسازههای زبانی و بلاغی و زیباشناسیک سخن در قصیده نیست، بلکه فرم هنری قصیده، ماهیت دراماتیک انشاد آن را نیز در بر میگیرد؛ انشاد قصیده مدحی، گونهای نمایش صحنهای (performance) بود که شاعر یا راوی، آن را ایستاده در جایی ویژه، در کانون دید تماشاگر، در هیأتی و با حرکاتی معناساز اجرا میکرد. درک این ویژگی قصیده، بی شناخت اصطلاح أخذبالوجوه در زبان رسالههای شعری عربی و پارسی کهن ممکن نیست؛ اصطلاحی که در برابر هوپوکریسیس یونانی به کار رفته و معنای فشرده آن را میتوان جوهر نمایشی اجرا در تراژدی، خطابه، قصیده مدحی و هجو دانست.
Paper URL