رزومه


EN
محمد اسکندری ثانی

محمد اسکندری ثانی

دانشیار

دانشکده: ادبیات و علوم انسانی

گروه: جغرافیا

مقطع تحصیلی: دکتری

رزومه
EN
محمد اسکندری ثانی

دانشیار محمد اسکندری ثانی

دانشکده: ادبیات و علوم انسانی - گروه: جغرافیا مقطع تحصیلی: دکتری |

تحلیل استراتژی‌های مبتنی بر زیرساخت سبز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در آمایش شهری (نمونۀ موردی: شهر بیرجند)

نویسندگانمحمد اسکندری ثانی,زهرا رمضانی اول نوقابی,مرتضی اسمعیل نژاد
نشریهجغرافیا و آمایش شهری - منطقه‌ای
شماره صفحات1-28
شماره سریال۱۶
شماره مجلد۵۹
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۶
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هازیرساخت سبز شهری تغییرات اقلیمی عدالت فضایی شهر بیرجند تاب‌آوری شهری آمایش شهری

چکیده مقاله

ا شتاب‌گیری تغییرات اقلیمی و تشدید اثرات آن بر شهرهای خشک و نیمه‌خشک، ضرورت اتخاذ رویکردهای سازگارانه مبتنی بر زیرساخت‌های سبز در آمایش شهری بیش­ازپیش آشکار شده­است. شهر بیرجند به­دلیل موقعیت اقلیمی خشک، محدودیت منابع آب و گسترش نامتوازن شهری، در برابر مخاطراتی همچون: افزایش دما، جزیره حرارتی شهری، خشکسالی شدید و سیلاب‌های ناگهانی، آسیب‌پذیری بالایی دارد. با وجود مطالعات پراکنده در زمینة زیرساخت سبز در ایران، بررسی هم‌زمان عدالت فضایی، تحلیل مکانی توزیع فضاهای سبز و نقش آن‌ها در سازگاری اقلیمی در شهرهای کوچک اقلیم خشک مانند بیرجند کمتر مورد توجه قرارگرفته و خلأ پژوهشی قابل­توجهی وجود دارد. این پژوهش، با هدف شناسایی استراتژی‌های مؤثر زیرساخت سبز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در آمایش شهری بیرجند، به ارزیابی عوامل مؤثر، وضعیت فعلی زیرساخت‌ها و راهبردهای بومی‌سازی پرداخته است. روش تحقیق ترکیبی (کمّی-کیفی) بوده و شامل تحلیل تغییرات پوشش گیاهی با شاخص «NDVI» (از تصاویر Sentinel-2 در بازه ۲۰۱۷-۲۰۲۴)، تحلیل فضایی «GIS» (خودهمبستگی مکانی و تراکم کرنل)، تحلیل آماری «SPSS» بر روی پرسش­نامة متخصصان (۵۰ نفر) و مصاحبه‌های کیفی با کارشناسان است. یافته‌ها نشان­داد وضعیت زیرساخت‌های سبز شهری بیرجند در سطح متوسط روبه­پایین قراردارد؛ توزیع فضاهای سبز نامتوازن و خوشه‌ای است (تمرکز در نواحی مرکزی و پرجمعیت، کمبود در جنوب و غرب)، اتصال ضعیف شبکه سبز خدمات اکوسیستمی را کاهش­داده و درک عمومی و برنامه‌ریزی شهری از نقش آن‌ها در تاب‌آوری اقلیمی ناکافی است. تحلیل «NDVI» حاکی از کاهش نسبی پوشش گیاهی در دورة مورد مطالعه تحت­تأثیر تغییرات اقلیمی و گسترش شهری است. نتایج تأکید می‌کند که راهبردهای کلیدی شامل: استفاده از گونه‌های بومی مقاوم به خشکی (تاغ، گز، زیتون تلخ)، سیستم‌های آبیاری هوشمند، ایجاد کریدورهای سبز پیوسته، توسعة فضاهای کوچک محلی و بام یا دیوار سبز و تقویت مشارکت شهروندان از طریق آموزش است. این رویکردها نه­تنها تاب‌آوری اقلیمی و زیست‌محیطی را افزایش می‌دهند، بلکه عدالت فضایی و کیفیت زندگی را در آمایش شهری بیرجند ارتقا می‌بخشند. مطالعة حاضر با ارائة چارچوبی بومی‌سازی‌شده برای شهرهای خشک شرق ایران، گامی نوین در پُرکردن خلأهای پژوهشی موجود برمی‌دارد و پیشنهادهایی عملی برای سیاست‌گذاری یکپارچه ارائه­می‌کند.

لینک ثابت مقاله