رزومه


EN
احمد لامعی گیو

احمد لامعی گیو

دانشیار

دانشکده/پردیس: ادبیات و علوم انسانی

گروه/دانشکده زبان و ادبیات عربی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

سال تولد: ۱۳۴۸

رزومه
EN
احمد لامعی گیو

دانشیار احمد لامعی گیو

دانشکده/پردیس: ادبیات و علوم انسانی - گروه/دانشکده زبان و ادبیات عربی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی | سال تولد: ۱۳۴۸ |

بررسی تطبیقی « قصیده فی الظّلام ابراهیم ناجی» و « غزل نی محزون شهریار» بر اساس رویکرد فرمالیست روسی

نویسندگاناحمد لامعی گیو
همایششانزدهمین گردهمایی بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی
تاریخ برگزاری همایش2022-03-05
محل برگزاری همایشبیرجند
شماره صفحات0-0
نوع ارائهسخنرانی
سطح همایشداخلی
کلید واژه هانظریّه‌ی ادبی, فرمالیسم, ابراهیم ناجی, محمّدحسین شهریار, فی الظلام, نی محزون.

چکیده مقاله

ادبیات جهان در طول تاریخ با حوزه¬های نقدی متفاوتی روبرو بوده است که هر کدام درصدد رونمایی¬های جدیدی از زیبایی-های ادبیات بودند. قرن بیستم شاهد رویکردی در نقد ادبی است که بنیان¬گذاران آن برای کشف زیبایی¬های هنر، تنها از منظر شکل و فرم به آن می¬پرداختند و به عنوان« فرمالیست» نامگذاری شدند. فرمالیست¬ها معتقد بودند که مفاهیم و معانی جدیدی خاق نمی-شود و این امر باعث می¬شود غبار عادت بر روی این مفاهیم بنشیند و این خودکار شدگی نوعی نابینایی ذهنی در مخاطب ایجاد می¬کند. از این رو کار هنر را زدودن این خودکار شدگی می¬دانستند و بحث آشنایی¬زدایی را مطرح کردند. به اعتقاد ایشان خروج از زبان معمول و غریب¬سازی عبارت باعث آفرینش شعر می¬شود به این ترتیب تکنیک¬ها و شگردهایی که شاعران برای عادت-ستیزی به کار می¬برند موضوع مطالعات ادبی خود قرار دادند. در نظر اینان آشنایی¬زدایی به دو شکل هنجارگریزی و قاعده¬افزایی امکان می¬یابد. در این پژوهش سعی شده است با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از نظریه‌ی ادبی فرمالیسم روسی، شعر ابراهیم ناجی شاعر معاصر ادبیات عرب را با تکیه بر قصیده " فی الظلام" و محمدحسین شهریار شاعر معاصر ادبیات فارسی را با تکیه بر غزل"نی محزون" به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار دهد. از این رو مقاله حاضر در ابتدا به تعریف فرمالیست می پردازد و سپس دو قصیده را در سایه¬ی واژگان، موسیقی، صور خیال و هنجارگریزی بررسی می کند و در پایان وجه تمایز و تشابه هر یک را ذکر می کند. نتایج این پژوهش بیانگر این است که برجسته‌سازی و هنجارگریزی در هر دو شعر در خدمت ایجاد فضایی اندوهناک بوده و تصاویر موجود، بیش‌تر از نوع استعاره‌ی مکنیه است که نشان از پویایی صور خیال در این دو شعر است و از سویی دیگر به زیبایی و پویایی سخن خود افزوده¬اند و باعث توجه دو چندان مخاطب به متن شده¬اند. همچنین می¬توان گفت، این دو شاعر از تکنیک¬ها و شگردهای همسانی برای ناآشناکردن زبان شعری خود استفاده کرده¬اند و در این راستا از موسیقی و صورخیال در کلام، در زبان شعر خود غافل نبوده¬اند.