رزومه


EN
احمد لامعی گیو

احمد لامعی گیو

دانشیار

دانشکده/پردیس: ادبیات و علوم انسانی

گروه/دانشکده زبان و ادبیات عربی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

سال تولد: ۱۳۴۸

رزومه
EN
احمد لامعی گیو

دانشیار احمد لامعی گیو

دانشکده/پردیس: ادبیات و علوم انسانی - گروه/دانشکده زبان و ادبیات عربی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی | سال تولد: ۱۳۴۸ |

تحلیل رمان أَدرَکَهَا النّسیانُ بر اساس نظریۀ الاین شووالتر

نویسندگاناحمد لامعی گیو,وجیهه زمانی بابگهری
نشریهزبان و ادبیات عربی
شماره صفحات16-40
شماره سریال۱۸
شماره مجلد۴۵
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۶
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هانقد فمینیستی, نظریۀ الاین شوالتر, زن نویسنده, سناء شعلان, أدرکها النسیان.

چکیده مقاله

فمینیسم به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین جنبش‌های فکری و فرهنگی قرن بیستم، با تأکید بر برابری جنسیتی و بازنمایی تجربه‌های زنانه، شاخه‌ای نوین در نقد ادبی معاصر با عنوان نقد فمینیستی پدید آورده است. در این حوزه، آثار ادبی از دو منظر «جلوه‌های زن» و «نقد زن نویسنده» مورد واکاوی و تحلیل قرار می‌گیرند. در این راستا، نظریۀ نقد زن‌نویسنده الاین شوالتر، چارچوبی نظام‌مند برای تحلیل آثار زنان نویسنده ارائه می‌دهد که بر چهار سطح زیست‌شناختی، زبان‌شناختی، روان‌کاوانه و فرهنگی استوار است. ضرورت انجام این پژوهش در روشن ساختن جایگاه زنان در جوامع مردسالار و اهمیت مبارزه برای رفع نابرابری جنسیتی است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریۀ شوالتر، به تحلیل فمینیستی رمان أدرکها النسیان سناء شعلان، نویسندۀ اردنی‌ـ‌فلسطینی معاصر، پرداخته و کوشیده است ابعاد گوناگون بازنمایی زنان و نمودهای زنانگی را در این اثر واکاوی کند. این مطالعه با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد شعلان، بدن زن را به‌مثابۀ متنی فرهنگی بازمی‌خواند و از خلال آن، سلطۀ نظام مردسالار را به چالش می‌کشد. در سطح زبان‌شناختی، نویسنده با خلق زبانی زنانه، عاطفی و گاه اعتراضی، مرزهای زبان مردانه را می‌شکند و از طریق بیان تجربه‌های خاموش، به زنان، صدایی مستقل می‌بخشد. در سطح روان‌کاوانه، روایت بیماری و فراموشی قهرمان داستان، استعاره‌ای از تلاش زن برای رهایی از حافظۀ جمعی، سرکوب و بازسازی هویت خویش است. در سطح فرهنگی نیز، شعلان با نقد ساختارهای اجتماعی و نهادی، نشان می‌دهد که چگونه جامعه، بدن و ذهن زنان را در چارچوب سلطه شکل می‌دهد. در مجموع، رمان أدرکها النسیان بازتابی از نوشتار زنانه و جایگاه زنان در جامعه است و توانسته با روایتی چندلایه، صدای زنان را از حاشیه به متن آورد و افقی تازه برای خوانش فمینیستی ادبیات عرب معاصر بگشاید.

لینک ثابت مقاله