رزومه


EN
محمدحسین سربی

محمدحسین سربی

استادیار

دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی

گروه: روانشناسی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

رزومه
EN
محمدحسین سربی

استادیار محمدحسین سربی

دانشکده: علوم تربیتی و روانشناسی - گروه: روانشناسی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی |

تحلیل تاریخی-روان¬شناختی گرایش‌های سیاسی-امنیتی خوارج بر اساس نظریۀ تعارض‌های روان‌رنجوری هورنای

نویسندگانمحمدحسین سربی,مسعود بهرامیان
نشریهمطالعات تاریخ انتظامی
شماره صفحات59-84
شماره سریال۱۲
شماره مجلد۴۷
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۶
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هاخوارج, گرایش های سیاسی امنیتی, الگوهای فکری, تعارض¬های روان¬رنجوری, کارن هورنای

چکیده مقاله

خوارج به عنوان اولین فرقۀ سیاسی-مذهبی در نیمۀ نخست قرن اول هجری در سرزمین عراق شکل گرفت. این فرقه در طول همان قرن بر سر اصولی نظیر توحید و ایمان و قتل مخالفان به گروه‌های متعددی تقسیم شد. برخی از این گروه‌های خوارج موفق شدند در تاریخ اسلام در برخی مناطق مانند ایران، عمان و شمال آفریقا حکومت¬هایی را بنیان نهند؛ اما اکثر آنان به خاطر افراط-گرایی، تندروی و خشونت در برخورد با مخالفان، به تدریج از صحنۀ تاریخ حذف شدند. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی-روان-شناختی و بر پایۀ تفسیر متون تاریخی درصدد پاسخ به این سؤال اصلی است که الگوهای فکری و گرایش¬های ضد امنیت خوارج در چارچوب طبقه¬بندی روان¬رنجوری کارن هورنای در کدام دسته قرارمی‌گیرند؟ بررسی شواهد تاریخی نشان می‌دهد به احتمال قوی نمی‌توان تمامی فرق خوارج را در "گرایش روان¬رنجوری علیه مردم"جای داد. به نظر می¬رسد فرقۀ ازارقه بیشترین"گرایشات علیه مردم"را نشان می¬دادند، در حالی¬که فرقه¬های اباضیه، صفریه و نجدیه احتمالأ با "گرایش به¬سوی مردم"هم¬خوانی داشتند. دیگر شواهد حاکی از آن است که"گرایش دوری از مردم" در میان هیچ یک از فرق خوارج یافت نشد. افزون بر این، "خود انگارۀ آرمانی"به عنوان یکی از ویژگی¬های مهم و برجسته در خوارج، حداقل در سال‌های اولیه شکل¬گیری این فرقه نقش تعیین کننده¬ای ایفا می¬کرد و در جهت¬دهی رفتار آنان تأثیر بسزایی داشته است.

لینک ثابت مقاله