بررسی اسطورۀ کیومرث در دو کتاب شاهنامه فردوسی و روضه‌الصفای میرخواند با تکیه بر نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت

نویسندگانعلی اکبر سام خانیانی
همایشنخستین همایش بین المللی انجمن ایرانشناسی- مطالعات شرق ایران
تاریخ برگزاری همایش2025-05-10
محل برگزاری همایشبیرجند
شماره صفحات0-0
نوع ارائهسخنرانی
سطح همایشداخلی
کلید واژه هااسطوره, میرخواند, ترامتنیت, روضه‌الصفا, شاهنامه, کیومرث

چکیده مقاله

خوانش دقیق و درک عمیق یک متن، بدون در نظر گرفتن متون پیشین و هم زمان با آن، امکان پذیر نیست و هیچ اثری از آثار پیش از خود مستقل نیست. همة آثار ادبی به گونه ای از متون پیش از خود تاثیر پذیرفته و بر متون پس از خود تاثیر می‌گذارند، ترامتنیّت که توسط ژرار ژنت متفکر فرانسوی مطرح شد مبتنی بر پیوند یک متن با متن های دیگر است. این متن‌ها می‌توانند از دو شاخة متفاوت، امّا وابسته به یک فرهنگ باشد، چنان که شاهنامه و متن‌های تاریخی این‌گونه هستند به این صورت که پیوند و ارتباط بسیاری میان پیش‌متن شاهنامه و تاریخ نوشته‌های سلسله‌ای در طول ادوار متمادی ایجاد شده است. از این رو، مسأله پژوهش حاضر این است که ارتباط بینامتنی میان شاهنامه و تاریخ روضه‌الصفای میرخواند چگونه و در چه حدی است؟ بدین منظور از نظریّة ترامتنیّت ژرار ژنت که یک نظریّة مناسب و دقیق در این باره است، بهره می‌بریم. در این مقاله، با مقایسه محتوایی بخشی از کتاب روضه‌الصفا که مربوط به پادشاهی کیومرث و هوشنگ است با نمونة آن در شاهنامه فردوسی به روابط بینامتنی این دو اثر از منظر نظریه ژرار ژنت پرداخته شده و نتیجه این بررسی نشان می دهد که بی شک، شاهنامه یکی از پیش متن‌های اصلی روضه‌الصفا در هنگام نگارش این اثر بوده و به وضوح، حضور شاهنامه در روضه‌الصفا حس می‌شود.

لینک ثابت مقاله