| نویسندگان | سیدجلیل جوادی,علی اکبر محمدی |
| نشریه | پژوهش نامه مکتب های ادبی |
| شماره صفحات | 0-0 |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۲۰۲۶ |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
| کلید واژه ها | مکتب های ادبی, ادبیات داستانی عربی, رمان تاریخی, جرجی زیدان, الحجاج بن یوسف, عنصر پیرنگ |
|---|
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل ساختار پیرنگ در رمان تاریخی الحجاج بن یوسف اثر جرجی زیدان، میزان انطباق آن با مدل هفتمرحلهای روایت و کارکرد این ساختار در تلفیق تاریخ و تخیل را تبیین کرده است. این مطالعه به روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر مبانی روایتشناسی ساختارگرا که در میان مکتب¬های ادبی روایت¬شناسانه، بسیار پرآوازه و پرکاربرد است، انجام شد. نتایج تحلیل نشان میدهد که ساختار پیرنگ رمان، با محوریت شخصیت حسن، از نظم روایی آگاهانه، منسجم و علتمند پیروی کرده و انطباق بالایی با مراحل هفتگانه دارد. این پیرنگ بر بنیاد تقابلهای دوگانة محوری نظیر عشق و سیاست، وفاداری و خیانت، اخلاق فردی و قدرت بنا شده است. کشمکشهای روایی بهطور تدریجی و با ایجاد تعلیق هوشمندانه پیش رفته و عمق روانشناختی اثر را افزایش دادهاند. این ساختار، با چینش دقیق مراحل داستان، توانسته است رویدادهای متراکم تاریخی را سازماندهی نموده و به اوج برساند. سرانجام، گرهگشایی داستان با دخالت سیاسی خارجی محقق میشود که ضمن اجرای عدالت داستانی، بر نقش قدرت مرکزی در تعیین سرنوشت نهایی تأکید میکند. کاربرد موفقیتآمیز این چارچوب ساختاری، نشاندهندة تسلط جرجی زیدان بر تکنیکهای داستانپردازی است که توانسته تاریخ را از قالب گزارشی خارج نموده و به داستانی با طرح منطقی و پرکشش، اثرگذار و ماندگار در دورة معاصر تبدیل کند.
لینک ثابت مقاله