| نویسندگان | علی اکبر محمدی,محمدرضا میدان نورد |
| نشریه | مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان |
| شماره صفحات | 127-155 |
| شماره سریال | ۲۰ |
| شماره مجلد | ۳ |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۲۰۲۶ |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
| نمایه نشریه | isc |
| کلید واژه ها | مطالعات بینرشتهای, یونگ, نقد کهن الگویی, شعر عرفانی ابن حسام خوسفی. |
|---|
چکیده مقاله
نقد کهنالگویی از رویکردهای جدید نقد ادبی است که براساس آرای کارل گوستاو یونگ (1961-1875م)، روانشناس سوئیسی، بنا شده است. در این نوع نقد به بررسی کهنالگوهای اثر پرداخته میشود و سپس نشان میدهند که به چه نحو ذهن شاعر این کهنالگوها را، که محصول تجربههای مکرر بشرند و در ناخودآگاه جمعی قراردارند، جذب و آنها را به شیوهای نمادین به نمایش گذاشته است. شاعران در هیچ دورهای از تاریخ ادبیات ملل بینصیب از این رویکردهای ادبی نیستند و میتوان با این خوانش ادبی آرا و اندیشهی آنان را نقد و تحلیل کرد. ابنحسام خوسفی که پیشگام حماسهسُرایی دینی بهشمار میرود، در سرودههای خود، بهویژه غزلیاتش، به کهنالگوها توجه بسیار داشته و برای ژرفا بخشیدن به معانی شعر خود، با الهام از متون دینی و عرفانی، بر این کهنالگوها جامهای نو پوشانده است. در این پژوهش، که به روش توصیفی _ تحلیلی و مبتنی بر رویکرد روانشناختی صورت پذیرفته، به این پرسش اساسی پرداخته میشود که مؤلفههای کهنالگویی یونگ در غزلیات ابنحسام خوسفی چگونه بازتاب یافته است؟ براساس یافتههای پژوهش، کهنالگوها، در غزلیات ابنحسام، در قالب پیکره، نوعی اسطورههای عرفانی میآفرینند که این اسطورهها از یکسو، در نقش قابله و ماما، تفکر و اندیشههای نوزاد شاعر را متولد میکنند و از سویی دیگر، جزئی جداییناپذیر از کلیت شعر ابنحسام به شمار میآیند که بیشتر ریشه در باورهای دینی و عرفانی و همچنین نمادهای طبیعی و جلوههای گوناگون آن دارد.
لینک ثابت مقاله