| نویسندگان | ابراهیم محمدی |
| همایش | همایش ملی پژوهش های بین رشته ای ترجمه |
| تاریخ برگزاری همایش | 2020-10-28 |
| محل برگزاری همایش | بیرجند |
| شماره صفحات | 0-0 |
| نوع ارائه | سخنرانی |
| سطح همایش | داخلی |
| کلید واژه ها | ترجمه و ادبیات تطبیقی, شهرسروده, شعر معاصر فارسی, شعر معاصر عربی, شفیعی¬کدکنی, البیاتی. |
|---|
چکیده مقاله
هم در مطالعات ترجمه و هم در ادبیات تطبیقی، پرسش از چرایی پیدایش یک ترجمه یا انگیزه مترجم در انتخاب متن مبدا پرسشی مهم است، چراکه در دید هر دو، ترجمه عنصر ارتباطی قدرتمندی است که زمینه¬ساز بسیاری از تعاملات، بویژه تعاملات ادبی و فرهنگی و به دنبال آن پدیدآورنده بسیاری از تحولات و دگرگونی¬هاست. اهمیت ترجمه آنگاه دوچندان می¬شود که در دو سوی یک رابطه ترجمه¬ای، دو شاعر و یا دو ادیب صاحب سخن ایستاده باشند؛ محمدرضا شفیعی¬کدکنی و عبدالوهاب البیاتی. حال پرسش این است: چرا شفیعی¬کدکنی سراغ ترجمه شعر البیاتی رفته است؟ با توجه به اینکه سروده¬های این دو شاعر، پیوستگی¬های متعددی دارند، ازجمله؛ رویکردهای فرهنگی و انسانی مشترک، اشاره¬های فراوان به تاریخ و فرهنگ و عرفان ایرانی و اسلامی، درهم¬تنیدگی با واقعه¬های زندگی و مرگ برخی شخصیت¬های درخشان تاریخی و سرشاری از اندیشه¬های بلند آنان، بی¬تردید به این پرسش پاسخ¬های متعدد می¬توان داد. این پژوهش نشان می¬دهد که گرایش دو شاعر به شهرسروده هم می-تواند یکی از عوامل مؤثر در این گزینش به شمار آید بویژه که بخش عمده¬ای از شهرسروده¬های مترجَم گذشته از اینکه از جهاتی مورد علاقه مترجِم است، درباره زادبوم مترجِم(نیشابور) است: احتمالا، آفرینش شهرسروده با تمرکز بر شهرهای تاریخی- فرهنگی(نیشابور، بغداد، شیراز، اصفهان و ...) که بیانگر دلبستگی دو شاعر به جغرافیای فرهنگی یکسانی است، یکی از عواملی است که شفیعی¬کدکنی را به ترجمه شعر البیاتی علاقه¬مند کرده است.