بررسی تطبیقی نظریه شعری محمدتقی بهار و ابراهیم عبدالقادر المازنی

نویسندگانابراهیم محمدی
نشریهنقد ادبی
شماره صفحات171-194
شماره سریال۵
شماره مجلد۲۰
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۱۳
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هانظریه شعری. سنت و تجدد ادبی. شعر معاصر فارسی و عربی. محمدتقی بهار. ابراهیم عبدالقادر المازنی.

چکیده مقاله

محمدتقی بهار (ملک الشعرا) و ابراهیم القادر المازنی در عصری که ستیز میان سنت و تجدد در تمام جنبه های اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی ایران و مصر جریان داشت، به بیان نظریه شعری خود پرداختند. هر دو از اعضای تأثیرگذار جنبش های ادبی برجسته (انجمن دانشکده در ایران و جماعت دیوان در مصر) بودند که در تبیین نظریه شعری و جنبشی که به آن تعلق داشتند، نقش ایفا کردند. این جستار که می تواند زمینه مقایسه دو جریان ادبی را در دو کشور فراهم کندف به مقایسه نظریه شعری بهار و المازنی می پردازد و چرایی موفقیت یکی و شکست دیگری یا دست کم کندی و تندی آن ها را تبیین می کند. نگارندگان تعریف شعر، نقش شاعر و جایگاه مخاطب در خلق شعر و معنای آن را از آثار بهار و المازنی استخراج و طبقه بندی کرده و با رویکردی تطبیقی، نظریه شعری آن ها را تبیین کرده و نشان داده اند که این دو شاعر بیشتر به کارکرد شعر نظر داشته اند تا به جنبه های سااختاری آن. رویکرد بهار به شعر درون گرایانه است و رویکرد المازنی برون گرایانه، همچنین نقش ترجمه آثار ادبی اروپا و نیز تأثیرپذیری از مکتب های ادبی غرب در نظریه شعری المازنی آشکار است. در مجموع می توان گفت بهار به سنت پایبندتر است و المازنی بیشتر رو سوی آینده و تجدد دارد.

لینک ثابت مقاله