تحلیل گفتمان عاطفی رمان عاشقانه انقلاب بر اساس طرحواره عاطفی(نمونه موردی: رمان«منِ او»)

نویسندگانفائزه قربانی جویباری,عبدالحمید حبیبی اصل,سیدمهدی رحیمی,اکبر شایان سرشت
نشریهروایت شناسی
شماره صفحات۱-۲۶
شماره سریال۱
شماره مجلد۱
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۴
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران

چکیده مقاله

رمان¬های عاشقانه بیانگر عواطف خاص بشری هستند و با گفتمان¬ عاطفی قابل بررسی می¬باشند. این نوع از گفتمان، عواطف را در شرایطی پویا و در رابطه با مجموعه¬ نشانه¬های دیگر با توجه به فرهنگ فردی تحمیل شده برآن مورد بررسی قرار می¬دهد. این نوشتار با مطرح کردن پرسش¬های، چگونگی ترسیم گفتمان عاطفی مطرح در رمان، در طرحواره عاطفی؛ چگونگی نگاه به عشق و میزان تأثیر ادبیات انقلاب در فضای عاشقانه¬ی رمان، در پی تحلیل گفتمان عاطفی موجود در رمان(منِ او) نوشته آقای رضا امیرخانی هست و می¬کوشد در قالب طرحواره گفتمان عاطفی ژاک فونتنی به تجزیه و تحلیل این گفتمان در رمان مذکور بپردازد. بررسی¬ها نشان دهنده حضور گفتمانی عاطفی مبتنی برگونه ای از عشق پاک و افلاطونی در رمان است که تابع حس است و محرک اصلی آن از جنس شوش هست که دارای برنامه مشخص و از پیش تعیین شده¬ای نیست. در مراحل آمادگی و تثبیت هویت از طرحواره عاطفی با توجه به بسترسازی برای بیان عشق پاک، روندی غیرعادی شاهد هستیم که در نتیجه دخالت عوامل گفتمان به¬ویژه راهنمای سلوکی به نام درویش مصطفی به عنوان ارزیاب و راهبر عشق به¬وجود می¬آید. این دخالت حسی-ادراکی در فرایند تولید معنا با تلفیق عنصر زمان و تأثیرپذیری از ادبیات انقلاب، سبب انعطاف، تکثر و پویایی می¬شود.

لینک ثابت مقاله

tags: گفتمان عاطفی، ادبیات انقلاب، ادبیات غنایی، رمان¬های عاشقانه، منِ او.