بررسی القا‌گری آواها در ترانه های محلی خراسان‌جنوبی براساس نظریه موریس گرامون

نویسندگانعباس واعظ زاده,مهدیه باقری
نشریهمطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان
شماره صفحات169-196
شماره سریال۲۰
شماره مجلد۷۷
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۵
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هاالقاگری آواها, ترانه‌های محلی, خراسان جنوبی, موریس گرامون

چکیده مقاله

موریس گرامون، زبان‌شناس فرانسوی، در نظریه‌ی خود بر تأثیر آواها (واکه‌ها و هم‌خوان‌ها) و ویژگی‌های صوتی آن‌ها در القای احساسات، حالات و تصاویر ذهنی در شعر و ادبیات تأکید دارد. این نظریه به بررسی نقش آواها در ایجاد حس زیبایی‌شناختی، عاطفی و معنایی در متن می‌پردازد. هدف این تحقیق تحلیل نحوه‌ی تأثیر آواها در اشعار ترانه‌های محلی خراسان جنوبی براساس اصول نظریه‌ی القاگری آواهای موریس‌گرامون است؛ در این راستا، به‌منظور بررسی تأثیر آواها در انتقال مفاهیم و معانی، محتوای اشعار ترانه‌های محلی خراسان جنوبی مورد تحلیل قرار گرفته است. این‌ ترانه­ها از بین ۲۹ ترانه مصوب واحد شعر، موسیقی و سرود صداوسیمای خراسان جنوبی، در بازه‌ی زمانی 1400 ـ ۱۴۰۲ انتخاب شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که در60% ترانه­های بررسی‌شده واکه­های ‌درخشان (ـَ و آ)، برای توصیف صحنه­ها و مناظر پرشکوه و شخصیت‌ها؛ در30% ترانه‌ها، واکه‌های روشن (ـِ و ای) برای بیان اندیشه‌های نشاط‌انگیز، دلکش و عاشقانه؛ در 10% ترانه‌ها واکه‌های تیره (ـُ و او) برای بیان افکار تیره و حزن‌انگیز استفاده شده است. در70% از ترانه­ها نیز از هم‌خوان‌های انسدادی، اعم از بی‌آواها (پ‌، ت، ک) و آوایی‌ها (ب، د، گ، ق)، استفاده شده است تا احساسات شاعر، اعم از خشم، شادی و تردید، را با بسامد بالا به مخاطب القاکنند. واکه‌ها و هم‌خوان در اغلب این ترانه‌ها در انتقال مفهوم مورد نظر شاعر مکمل همدیگر بوده‌اند. در برخی‌ ترانه‌ها هم‌خوان‌هایی مانند خیشومی (م،ن) معنی متضادی برخلاف نظریه‌ی موریس گرامون القا می‌کردند. در نهایت، این تحقیق نشان داد که آواهای موسیقی خراسان جنوبی مفاهیم و احساسات مد نظر شاعر را همان‌طورکه موریس‌گرامون بیان کرده است به مخاطب منتقل می‌کنند.

لینک ثابت مقاله