بررسی تطبیقی وجه و جنسیت در «پادشاه و کنیزک» و «خلیفه و اعرابی» در مثنوی و «بانوی اهل باث» و «شهسوار» در کنتربری بر اساس دیدگاه ژرار ژنت

نویسندگانحسن امامی,اشرف عصاری,محمد بهنام فر,عباس واعظ زاده
نشریهپژوهش نامه ادبیات داستانی
شماره صفحات0-0
نوع مقالهFull Paper
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هامثنوی مولوی, حکایت‎های کنتربری, ژرار ژنت, وجه, جنسیت

چکیده مقاله

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة عنصر وجه و جنسیت در حکایت‌های پادشاه و کنیزک و خلیفه و اعرابی در مثنوی و بانوی اهل باث و شهسوار در کنتربری با روش تطبیقی-تحلیلی است: با توجه به این‌که جنسیت توسط جامعه ساخته می‎شود و به تفاوت‎های اجتماعی، فرهنگی و روان‎شناختی بین زنان و مردان جنسیت می‎گویند، دیدگاه بانوی اهل باث و امیلیا در حکایت‌های کنتربری و دیدگاه کنیزک و زن اعرابی در مثنوی نظرگاه زنان را در جامعه به تصویر می‌کشد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد دیدگاه بانوی اهل باث و زن اعرابی با زنان جامعة انگلیس و ایران مطابقت ندارد: مطابق دیدگاه بانوی اهل باث و زن اعرابی، زن موجودی فعال است که جامعة پیش روی خود را می‌سازد؛ اما از دیدگاه امیلیا در شهسوار و کنیزک در پادشاه و کنیزک، زن موجودی منفعل است که می‌توانند برای او تصمیم بگیرند. نکتة دیگر این‌که با حضور حداکثری راوی در این حکایت‌ها، گونة روایی حاکم است. البته در داستان خلیفه و اعرابی به دلیل بسامد بالای گفت‌وگوی مستقیم گونة نمایشی برتری دارد.

لینک ثابت مقاله