رزومه


EN
محسن آیتی

محسن آیتی

دانشیار

دانشکده/پردیس: علوم تربیتی و روانشناسی

گروه/دانشکده علوم تربیتی

مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی

سال تولد: ۱۳۴۵

رزومه
EN
محسن آیتی

دانشیار محسن آیتی

دانشکده/پردیس: علوم تربیتی و روانشناسی - گروه/دانشکده علوم تربیتی مقطع تحصیلی: دکترای تخصصی | سال تولد: ۱۳۴۵ |

تبیین ابعاد مدیریت دانش در آموزش عالی با بهره گیری از نظریه کنشگر شبکه برونو لاتور

نویسندگانمحسن آیتی,محمد خسروی طناک
نشریهمدیریت راهبردی دانش سازمانی
شماره صفحات111-140
شماره سریال۱
شماره مجلد۹
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۶
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
کلید واژه هاآموزش عالی, نظریه کنشگر شبکه, مدیریت دانش, کنشگران انسانی, کنشگران غیر انسانی, برونو لاتور

چکیده مقاله

هدف : تبیین دلالت های نظریه کنشگر ـ شبکه برونو لاتور برای بازاندیشی در مدیریت دانش آموزش عالی و نشاندادن این است که چگونه ترکیب همزمان عاملان انسانی و غیرانسانی می تواند تصویری واقع بینانه تر و پویا تر از جریان های دانشی ارائه دهد . روش پژوهش: با توجه به هدف پژوهش ، روش مناسب انجام مطالعه، »جستار نظرورزانه« است. این روش کیفی و غیر سنتی، با تکیه بر تحلیل عمیق، تلفیق نظریه ها، نقد رویکردهای موجود و ارائه چارچوب های نوآورانه، امکان رسیدن به درک جامع از موضوع را فراهم میکند. در این پژوهش، داده ها از طریق مطالعه متون علمی، مقالات پژوهشی و منابع نظری مرتبط گردآوری و با رویکردی تأملی و وا کاوی آگاهانه تحلیل شده اند. یافته ها : در آموزش عالی، مدیریت دانش حاصل تعامل شبکه ای کنشگران انسانی و غیرانسانی است. خلق، به کارگیری، انتقال و نگهداری دانش بر هم افزایی این کنشگران و نقش آفرینی همزمان عوامل فناورانه و انسانی استوار است. فرایند »ترجمه« نشان می دهد که کنشگران با بازتعریف علائق و نقش ها، دانش و واقعیت را دگرگون می کنند؛ برخی به عنوان واسطه، محتوا را تغییر می دهند و برخی تنها به عنوان وسیله صرف، آن را منتقل میسازند. همچنین پایداری شبکه ها در نهایت به »جعبه سیاه« شدن ساختارها و فرایندهایی می انجامد که جزئیاتشان از دید کنشگران پنهان میماند. بحث: دانش نه دارایی ای انسان محور و ثابت، بلکه محصولی پویا از شبکه های ناهمگون کنشگران انسانی و غیرانسانی است. این دیدگاه چالشی جدی برای سنت های انسان گرایانه ای ایجاد می کند که فناوری و اشیا را ابزارهای منفعل میپندارند؛ درحالی که نظریه کنشگر-شبکه نشان می دهد سیستمهای دیجیتال، اسناد، رویه ها و حتی فضاهای دانشگاهی همسازان فعال واقعیت های دانشی اند. نتیجه گیری : از منظر کاربردی، اگر مدیریت دانش محصول شبکه سازی پویا باشد، اتکای صرف بر »تقویت ظرفیت انسانی« یا »ارتقای فناوری« کافی نیست؛ بلکه باید شبکه هایی انعطاف پذیر طراحی شوند که امکان گشودن جعبه های سیاه و جلوگیری از تثبیت بی بازخورد فرایندها را فراهم کنند. در نهایت، دانشگاه ها باید فضاهایی ایجاد کنند که نه تنها تولید دانش، بلکه بازبینی مداوم سازوکارهای تولید دانش را نیز امکان پذیر سازد

لینک ثابت مقاله