دانش بومی رنگرزی با رویکرد اقتصادمحور در صنعت فرش دستباف نواحی روستایی: مطالعه موردی درخش و روستاهای پیرامون

نویسندگانعلی اشرفی,مفید شاطری
نشریهروستا و توسعه پایدار فضا
شماره صفحات139-164
شماره سریال۶
شماره مجلد۴
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۲۰۲۶
نوع نشریهالکترونیکی
کشور محل چاپایران
نمایه نشریهisc
کلید واژه هادانش بومی, رنگ طبیعی, فرش دستباف, درخش, توسعه روستایی

چکیده مقاله

صنعت فرش دستباف در روستاهای خراسان جنوبی، حامل گنجینه‌ای ارزشمند از دانش بومی رنگرزی طبیعی است که به دلیل گسترش رنگ‌های شیمیایی و دگرگونی سبک زندگی، در معرض خطر فراموشی قرار گرفته است. این پژوهش باهدف مستندسازی بقایای این دانش در روستاهای درخش، سرخنگ و رجنوک و بااحساس ضرورت ناشی ازبین‌رفتن نسل رنگرزان سنتی انجام شده است. مبانی نظری تحقیق بر سه محور استوار است: نظریه انتقال بین‌نسلی با تأکید بر آموزش عملی، نظریه پایداری فرهنگی که ارزش اقتصادی و فرهنگی دانش بومی را بررسی می‌کند، و نظریه حفاظت زیست‌محیطی که مزایای رنگ‌های طبیعی را برجسته می‌سازد. پیشینه تحقیق نیز حاکی از آن است که این دانش در اثر تحولات اجتماعی در آستانه نابودی است. روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از رویکرد نظریه زمینه‌ای است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از رنگرزان سنتی، کشاورزان و سالمندان سه روستا بود که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، مشاهده مستقیم و بررسی نمونه‌های فرش قدیمی جمع‌آوری گردید. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که از ۲۶ رنگ طبیعی باثبات بالا، عمدتاً مشتق از گیاهان مانند پوست گردو، برگ تاغ و ریشه روناس، استفاده می‌شده است. همچنین، تفاوت‌هایی در تکنیک‌ها و ابزارهای رنگرزی میان این روستاها مشاهده شده است. در مجموع، این دانش بومی نمایانگر نظامی هوشمند و پایدار است که در حال نابودی تدریجی است. برای حفظ این میراث، اقدامات فوری شامل مستندسازی جامع، آموزش نسل جوان و احیای بازار محصولات طبیعی ضروری به نظر می‌رسد؛ چرا که این دانش نه‌تنها بخشی از میراث‌فرهنگی، بلکه الگویی برای توسعه پایدار روستایی محسوب می‌شود.

لینک ثابت مقاله